تبلیغات
متن تبریک و تسلیت، تشکر و اس ام اس - مهاجرت
محبوب کن - فیس نما

پنجشنبه 17 اسفند 1391  02:51 ب.ظ

من در حال تدارک یک مسافرت هستم یک مسافرت دور یک مهاجرت اساسی و یک تغییر بزرگ

بالاخره کم آوردم من هم خسته شدم و میخواهم بکنم و خودم رها کنم. کندن همیشه سخت است. مثل پوست انداختن میماند. دردش به کنار، نمیدانی این پوست جدید چه شکلی است، خوب است، بد است؟ به اندازه کافی محکم هست؟ زیبا هست، بهت میاد یا نه؟ و هزاران هزار سوال دیگر.

از ماندن در اینجا دیگر خسته شده ام. از اقامت در ترس و دروغ و نفرت دیگر حالم بهم میخورد. کوله بارم بر دوش دنبال جایی میگردم که هوایش اندکی پاکتر، تمیزتر و شفافتر باشد. جایی که بتوان آنجا کمی نفس کشید. جایی که بتوان اندکی بدون ترس و دلهره و اضطراب و در آرامش و سکوت غنود.

جایی که تلویزیونش ریلکس باشد و کول. مردمانش هیجان نداشته باشند، آرامش داشته باشند. تند تند حرف نزنند، به آرامی عمل کنند. خسته شده ام از دروغ و نفاق و ریا. اصلا از این کلمات حالم بهم میخورد. دوست دارم بقیه عمرم را جایی زندگی کنم که بتوانم خودم باشم. دوست دارم جایی باشم که بتوانم با خیال راحت بر صفحه وبلاگم مشخصات شناسنامه ایم را بگذارم. دوست دارم جایی باشم که فیلتر نباشد.

من به حقیقت خسته و درمانده شدم. دیگر کم آورده ام.

ولی به گمانم چند روزی بیشتر تا آبادی راه نمانده است از دور میبینمش

ولی راه تاریک و خطرناک و صعب العبور است. کوتاه ولی پرمخاطره است. امیدوارم بتوانم به آبادی برسم. به چشمه آب امیدوارم اینها همه سراب نباشد.

من به امید زنده ام


  • آخرین ویرایش:-